یادداشت
خانم نویسنده|شکار ایدهها
/miss-writer-1خانم نویسنده از خواب بیدار شد. کشوقوسی به بدنش داد. نفس عمیقی کشید و لبخند زد. به یادش آمد که دیشب قبل از خواب، جملهها، ایدهها و شعرهایی به ذهنش رسیده بود. اما بهقدری خوابآلود بود که حال نوشتنشان را نداشت.
چرا مینویسم؟|قسمت دوم: تنوعجویی
/101همیشه از تکرار و یکنواختی بیزار بودم. دلم میخواست هر لحظهام با لحظهی قبل متفاوت باشد و تجربهی جدیدی برایم رقم بزند. اما
