وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۹ | تراوش سالها کوشید تا رمانی بنویسد، اما نشد که نشد. یک روز که در حمام بود، احساس کرد داستان بکری از ذهنش... میترا جاجرمی 20 خرداد 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۸ | دربان جهنم سالها دربان جهنم بود. به تماشای گناهکاران مینشست که گرد آتش مینشستند و از خاطراتشان میگفتند و میخندیدند. هیچوقت... میترا جاجرمی 17 خرداد 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۷ | پس از اعتصاب یک هفتهای میشد که اعتصاب غذا کرده بود. آنقدر ضعیف شده بود که حتی نمیتوانست روی پاهایش بایستد. بااینحال، حاضر نبود اعتصابش را بشکند... میترا جاجرمی 03 خرداد 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۶ | تورم ادبی میگفت نوشتن روی کاغذ کار آماتورهاست؛ نویسندهی واقعی در ذهنش مینویسد. سالها به همین روش نوشت و هر روز سرش بیشتر باد کرد... میترا جاجرمی 29 ارديبهشت 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۵ | فریبنده کوچک بود. آنقدر که در مشتش جا میشد. خوب وراندازش کرد. فریبنده بود... میترا جاجرمی 27 ارديبهشت 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۴ | راست یا چپ؟ زن دواندوان پیچید توی کوچهی باریک. بنبست بود. گیر افتاده بود. مأمور پشت سرش آمد. لولهی تفنگ را به سمتش گرفت. نزدیکتر که شد، میترا جاجرمی 24 ارديبهشت 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۳ | دستِ پُر هرچه زندانی لاغرتر بود، زودتر اعدام میشد. چوبهی دار ضعیف بود و تحمل وزن بالا را نداشت.شروع کرد به خوردن... میترا جاجرمی 20 ارديبهشت 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۲ | واژههای تبعیدی هرچه مینوشت، سانسور میشد و مجوز چاپ نمیگرفت؛ ناچار به مهاجرت شد... میترا جاجرمی 12 ارديبهشت 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۱ | زردنویس تمام تلاشش را میکرد تا محتوای سبز تولید کند، اما همگان باور داشتند که زردنویس است... میترا جاجرمی 03 ارديبهشت 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۰ | کوتاهی خانه در تاریکی فرو رفته. پرده را کنار میزنم. باریکهای از نور میافتد روی صورتم. جلوی آینه میایستم... میترا جاجرمی 30 فروردین 1405