هذیان
حلزون مستمعآزاد | هذیاننویسی
/post-386سبکبال خاطرنشان میوزد که جواز خوشبختی بر آینههای شتهزده میبرازد. او کیست که ضامن تمدن تردید را...
مشکوک به حبس پنجره | هذیاننویسی
/post-382روبهرویم آینه چهرهی فرش میکامد و سوار دیدگانم را بر چهارسوی آسمان آونگ میسرد. برای جدولی که خاموشیطلب حین رزمایش اسپری میتابد...
هیچ برگی آرزوی آینه نمیکوبد | هذیاننویسی
/post-379عقربهها شرحهشرحه مینامند و روزی عنکبوت در ویولن میترکد. کسی لاک ناخنش را سوراخ کلید میکند و اینترنت کلاه شعبدهباز را میخرامد. سکوت جیرجیرکها به قیام مسلحانه میشرمد و چشمهای کلاغ عدالت آسمان را میدرد.
قهوه کتاب را سر میبُرد | هذیاننویسی
/post-376برگهای خشک از لبهایم بخار میشوند. بالم لب سرسرهوار گلویم را میتابد. خورشید تنخوار رؤیاها را میخارد و آینه زیرزیرکی تن به آتش میبارد.
