وبلاگ آموزش نویسندگی مشکوک به حبس پنجره | هذیاننویسی روبهرویم آینه چهرهی فرش میکامد و سوار دیدگانم را بر چهارسوی آسمان آونگ میسرد. برای جدولی که خاموشیطلب حین رزمایش اسپری میتابد... میترا جاجرمی 30 ارديبهشت 1405
وبلاگ آموزش نویسندگی هیچ برگی آرزوی آینه نمیکوبد | هذیاننویسی عقربهها شرحهشرحه مینامند و روزی عنکبوت در ویولن میترکد. کسی لاک ناخنش را سوراخ کلید میکند و اینترنت کلاه شعبدهباز را میخرامد. سکوت جیرجیرکها به قیام مسلحانه میشرمد و چشمهای کلاغ عدالت آسمان را میدرد. میترا جاجرمی 28 ارديبهشت 1405
وبلاگ آموزش نویسندگی قهوه کتاب را سر میبُرد | هذیاننویسی برگهای خشک از لبهایم بخار میشوند. بالم لب سرسرهوار گلویم را میتابد. خورشید تنخوار رؤیاها را میخارد و آینه زیرزیرکی تن به آتش میبارد. میترا جاجرمی 25 ارديبهشت 1405