تمام تلاشش را میکرد تا محتوای سبز تولید کند، اما همگان باور داشتند که زردنویس است. راههای زیادی را امتحان کرد، اما جوابی نگرفت.
روزی فکری به ذهنش رسید. نوشتههایش را برداشت و در باغچه دفن کرد. تا بهار صبر کرد بلکه نوشتهها سبز شوند.
پنجره را گشود. در باغچه، فقط علف روییده بود.


دیدگاه خود را بنویسید