هرچه زندانی لاغرتر بود، زودتر اعدام میشد. چوبهی دار ضعیف بود و تحمل وزن بالا را نداشت.
شروع کرد به خوردن. از جیرهی سایر زندانیان میدزدید. هرچه به دستش میرسید میخورد، حتی از علفهای حیاط هم نمیگذشت.
رئیس زندان در سفر بود. میگفتند دستِ پُر برمیگردد. برگشت. اعدامیها را به خط کردند. تیربار را آوردند.


دیدگاه خود را بنویسید