استاد می‌گفت: «آماتورها هستند که مدام از علامت تعجب استفاده می‌کنند. تازه به یک عدد هم راضی نمی‌شوند.» اما غیر از آماتورها گروه دیگری هم هستند که از علامت تعجب سوءاستفاده می‌کنند. آن‌ها گروه خوداستادپنداری هستند که سال‌هاست می‌نویسند و هرکس خارج از چارچوب‌های صلبشان بنویسد را تخریب می‌کنند. در باورهای این دسته، نه تخیل جا دارد نه خلاقیت. پاهایشان به زمین چسبیده است و چون نمی‌توانند پرواز کنند، بال‌وپر دیگران را می‌چینند. اگر بحثی دربگیرد، ته هر جمله‌شان علامت تعجبی می‌گذارند به نشانه‌ی اینکه توی مخاطب چطور چنین چیزی را نمی‌فهمی یا چگونه چنین نظر مسخره‌ای داری. اگر هم بخواهند حقانیت نظرشان را اثبات کنند، چندین علامت تعجب در پایان هر جمله ردیف می‌کنند.

آن‌ها همان‌ها هستند که مدام برای بقیه قاعده تعریف می‌کنند و می‌خواهند دیگران را وادار به پذیرش ذهن‌بافته‌های خود کنند، آن هم نه با منطق و استدلال که با تمسخر و درج علامت تعجب به تعداد زیاد. و باعث تأسف است که این جماعت هنوز نمی‌دانند علامت تعجب بلافاصله بعد از تمام شدن جمله قرار می‌گیرد، نه با فاصله‌ی چند کیلومتری از آن.