● دل فرش ریش است.
● ساعت عقربه‌دار نیش می‌زند.
● دامنه در کف قله ماند.
● بر بستر رودخانه، آب لالایی می‌خواند.
● بغض زندانی گلوست.
● گربه‌ی باایمان قبل از خوردن ماهی وضو می‌گیرد.
● آفتاب‌پرست هنگام کسوف درگذشت.
● ریه‌ام تنها هوادار من است.
● با قلمم، پشت خاطراتم را می‌خارانم.
● کاغذی که اعصابش خط‌خطی بود به روان‌نویس مراجعه کرد.