وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۰ | کوتاهی خانه در تاریکی فرو رفته. پرده را کنار میزنم. باریکهای از نور میافتد روی صورتم. جلوی آینه میایستم... میترا جاجرمی 30 فروردین 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۳۹ | بیابهام میخواست رمانی بنویسد که همه بفهمند و لذت ببرند. هر پاراگراف را به اطرافیان نشان میداد و آنقدر بازنویسی میکرد تا... میترا جاجرمی 28 فروردین 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۳۸ | چهلم امروز چهلم بود. چهل روز بی او. حتا یک ساعت هم بدون او نمیگذشت. کارش، رابطهاش و کل زندگیاش به او وابسته بود. چطور این مدت دوام آورده بود؟ میترا جاجرمی 20 فروردین 1405