بایگانی نوشته‌ها

چرا می‌نویسم؟|دچار نوشتن

چرا می‌نویسم؟|دچار نوشتن

زیرا که واژه‌ها دست از سرم برنمی‌دارند. مدام خودشان را به درودیوار ذهنم می‌کوبند تا بیرون بیایند و در دل سپید کاغذ جاگیر شوند. هرکدام را که برمی‌گزینم، صدای آن یکی درمی‌آید: «پس من چه؟ من! مرا فراموش کرده‌ای؟»
با تنبلی در نوشتن چه کنیم؟|۸ ایده‌ی کاربردی برای غلبه بر اهمال‌کاری در نوشتن

با تنبلی در نوشتن چه کنیم؟|۸ ایده‌ی کاربردی برای غلبه بر اهمال‌کاری در نوشتن

تصور کنید می‌خواهید بنویسید اما یادتان می‌افتد خیلی وقت است به مادرتان کمک نکرده‌اید؛ یا فکر می‌کنید به دوستی که ده سال است از او بی‌خبرید زنگ بزنید؛ شاید هم کمد لباس‌هایتان را خیلی وقت است تمیز نکرده‌اید؛ یا با خودتان می‌گویید: «سری به اینستاگرام می‌زنم و بعد شروع به نوشتن می‌کنم. چند دقیقه که اشکالی ندارد». از همه بدتر زمانی است که یک توجیه کاملاً منطقی برای خود می‌تراشید و به بهانه‌ی کتاب خواندن از نوشتن فرار می‌کنید.
۵ پرسش مهم درباره‌ی نوشتن که خجالت می‌کشیدید بپرسید

۵ پرسش مهم درباره‌ی نوشتن که خجالت می‌کشیدید بپرسید

اگر شما در مسیر نوشتن و نویسندگی باشید، هرازگاه پرسش‌هایی در ذهنتان شکل می‌گیرد که ممکن است خجالت بکشید از کسی بپرسید. این سؤالات ذهن شما را مشغول نگه می‌دارند و روی کارایی‌تان  تأثیر منفی می‌گذارند.
کتاب چگونه نویسنده شویم؟|فصل چهارم

کتاب چگونه نویسنده شویم؟|فصل چهارم

روز ملاقات با استاد فرا رسید. استاد با دیدن آتنا لبخند زد و گفت: «خب، آتنا خانوم. تو این مدت چی‌کارا کردی؟ بهت خوش گذشت؟» آتنا جواب داد: «بله استاد. خیلی خوب بود. تکنیک پومودورو خیلی بهم کمک کرد. اولش برام سخت بود، ولی هرچی بیشتر انجامش دادم، راحت‌تر شد. گوشیم‌و موقع آزادنویسی می‌ذاشتم بیرون از اتاق که دستم بهش نرسه. این‌جوری تمرکزم بیشتر می‌شد.»
کتاب چگونه نویسنده شویم؟|فصل سوم

کتاب چگونه نویسنده شویم؟|فصل سوم

آتنا به دفتر استاد رسید. آماده بود که گزارش این دو هفته را به استاد ارائه دهد. استاد پشت میزش نشسته بود و کتاب «حق نوشتن» را می‌خواند. با دیدن آتنا کتاب را روی میز گذاشت، لبخندی زد و به او خوشامد گفت:
کتاب «چگونه نویسنده شویم؟»|فصل اول

کتاب «چگونه نویسنده شویم؟»|فصل اول

آتنا با صدای زنگ از خواب بیدار شد. خمیازه‌ای کشید، کش‌وقوسی به بدنش داد و با بی‌حالی از جایش بلند شد. انگیزه‌ای برای رفتن به سر کارش نداشت. آتنا پزشک پوست و زیبایی بود و در یک کلینیک تخصصی کار می‌کرد اما علاقه‌ای به شغلش نداشت. خودش هم نمی‌دانست برای چه به این کار ادامه می‌دهد. اشتهایی به صبحانه نداشت، با این حال چند لقمه‌ای خورد.
خانم نویسنده|چگونه انگیزه‌ی نوشتن را حفظ کنیم؟

خانم نویسنده|چگونه انگیزه‌ی نوشتن را حفظ کنیم؟

گفت: گاهی بی‌انگیزه می‌شوم. چه‌گونه انگیزه‌ام را برای نوشتن حفظ کنم؟ گفتم: نمی‌توانی. در شروع مسیر معمولاً انگیزه‌ات خیلی زیاد است. میل بسیاری به نوشتن داری و از انجام آن خیلی لذت می‌بری. اما
عضویت خبرنامه
عضو خبرنامه ماهانه وب‌سایت شوید و تازه‌ترین نوشته‌ها را در پست الکترونیک خود دریافت کنید.
آدرس پست الکترونیک خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...

ارتباط با من

می توانید با من از طریق ایمیل یا دایرکت اینستاگرام در ارتباط باشید.

mitra.jajarmi@yahoo.com