بارها شنیدهام که چرا بهجای خواندن کتابهای جنایی یا عاشقانه، فیلم یا سریال نمیبینی؟ میگویند: «از کتاب باید چیزی آموخت، وگرنه خواندنش چه فایدهای دارد؟ میخواهی سرگرم شوی، سریال ببین؛ راحتتر و جذابتر است.»
ویروس عجیبی در شهر شایع شده بود. فرد مبتلا تب شدیدی میکرد و دچار اسهال و استفراغ میشد، حتی ممکن بود بمیرد. بیماری از طریق عصبانیت منتقل میشد؛ اگر بیمار عصبانی میشد و کسی را لمس میکرد، آن فرد هم مبتلا میشد.رفتهرفته مردم برای پیشگیری از بیماری، سعی میکردند عصبانی نشوند. رنجش و خشم خود را پشت لبخندی ظاهری پنهان میکردند.
امروز برای ششصد و پنجاه و سومین بار به این نتیجه رسیدم که به صِرف معرفی دیگری کتابی را نخوانم. کتابی که همه میگفتند شاهکار است برایم هیچ جذابیتی نداشت، شاید چون داستانی اروتیک است و میانهی من با این نوع آثار خوب نیست.