گفت: گاهی بیانگیزه میشوم. چهگونه انگیزهام را برای نوشتن حفظ کنم؟ گفتم: نمیتوانی. در شروع مسیر معمولاً انگیزهات خیلی زیاد است. میل بسیاری به نوشتن داری و از انجام آن خیلی لذت میبری. اما
بیشتر افرادی که به نوشتن روی میآورند، دوست دارند بدانند در مسیر رشد و پیشرفت هستند یا درجا میزنند؛ اما ملاکی برای سنجش پیشرفت خود ندارند. در این نوشته به دو عاملی اشاره میکنم که با بررسی آنها
گفت: میخواهم بنویسم. نوشتن را دوست دارم. اما اگر استعداد نداشته باشم چه؟ گفتم: بگذار خیالت را راحت کنم. تو هیچ استعدادی در زمینهی نوشتن نداری. حالا میخواهی چه کار کنی؟ نوشتن را رها میکنی؟ گفت: نمیدانم. شاید.
دیروز اکانت «کتابراه» در اینستاگرام، به مناسبت روز پزشک، در مطلبی از سه پزشک-نویسندهی بزرگ ادبیات مدرن اسم برده بود: آنتوان چخوف، میخائیل بولگاکف و لویی فردینان سلین. در انتها هم از
پنجشنبه دوازدهم مرداد به «سمینار نویسندگی» رفتم. این رویداد فرصتی است برای آشنایی با بزرگان حوزهی «نوشتن» و دیدار با دوستان اهل قلم. بعضی از دوستان را بعد از مدتها دیدم و بعضیهایشان را برای اولینبار بود که میدیدم. د
برای دومین بار، برندهی مسابقهی «3جمله» شدم. این مسابقه برای اعضای «کمپ ایدهپزی» برگزار میشود. هربار با یک کلمهی خاص، سه جمله مینویسیم. کلمهی این دوره، «پوست» بود. سه جملهی من عبارت بودند از:1. شعرهایم را روی پوستم حک میکنم تا شاعرانه تو را در آغوش بگیرم.2. زیر پوست شب، رگ خواب پنهان است.3. برای اینکه پوستش روشن شود، هر شب قرص ماه میخورَد.
«یادداشت» نوعی قالب برای نگارش غیر داستانی است. ستونهای روزنامهها را بهخاطر دارید؟ شاید بتوان گفت یادداشتنویس شکل جدید ستوننویسی است. یادداشت متنی است شامل یک ایدهی مرکزی که نویسنده با استفاده از برداشتهای شخصی خود، این ایده را گسترش میدهد.