بایگانی نوشته‌ها

نگاهی به کتاب طوطی یا لوئیزیتو- یک داستان عشقی

نگاهی به کتاب طوطی یا لوئیزیتو- یک داستان عشقی

«آنسلما» زنی است در آستانه‌ی هفتاد سالگی که تنها زندگی می‌کند. پیش‌تر معلم بوده و به دلیل سیلی زدن به یکی از دانش‌آموزان از مدرسه اخراج شده است. سال‌ها پیش شوهرش را از دست داده و رابطه‌ی خوبی با فرزندان و نوه‌هایش ندارد. زندگی آنسلما تهی و خالی از شور می‌گذرد تا این‌که در زباله‌ها یک طوطی پیدا می‌کند. پرنده را با خود به خانه می‌برد و او را «لوئیزیتو» می‌نامد.
کارآگاه ادبی کیست؟

کارآگاه ادبی کیست؟

در کتاب «کتاب‌فروشی گمشده»، به ترکیب جالب «کارآگاه ادبی» برخوردم. در این داستان، کارآگاه ادبی به کسی گفته می‌شود که دنبال نسخه‌های قدیمی و کمیاب کتاب‌ها می‌گردد. اما من این عبارت را برداشتم و معنای تازه‌ای به آن بخشیدم. در نگر من، هر نویسنده‌ی خوبی باید کارآگاه ادبی هم باشد. ویژگی‌های این نویسنده-کارآگاه به شرح زیر است:
رؤیای نوشتن | فصل هشتم

رؤیای نوشتن | فصل هشتم

شش ماه بود که آتنا نوشتن را آغاز کرده و پیشرفت زیادی هم کرده بود، اما هر چه جلوتر می‌رفت، بیشتر درک می‌کرد که دنیای نوشتن چقدر وسیع است و یادگیری هیچ پایانی ندارد. مشتاق بود ببیند امروز استاد چه نکته‌ای به او می‌آموزد. آتنا وارد دفتر شد. استاد سخت در حال نوشتن بود.
نگاهی به کتاب «عمارت مگنولیا»

نگاهی به کتاب «عمارت مگنولیا»

داستان «عمارت مگنولیا» قصه‌ی دو دختر جوان در دو بازه‌ی زمانی متفاوت را روایت می‌کند. «آنجلیکا» دختر جوانی است که به‌عنوان مدل مجسمه‌سازی کار می‌کند. او بسیار زیباست و الهام‌بخش کار تندیس‌گران مشهور است. مجسمه‌های او در کل شهر به چشم می‌خورد و اسم و رسمی برای خود به هم زده است. با مرگ مادر آنجلیکا و درگیر شدن او در یک ماجرای قتل، دختر جوان مجبور به فرار می‌شود و سرنوشت او را به عمارت مگنولیا می‌کشاند.
نگاهی به کتاب «وانهاده»

نگاهی به کتاب «وانهاده»

«وانهاده» داستانی است نوشته‌ی «سیمون دوبووار» که در قالب یادداشت‌های روزانه‌ی یک زن نوشته شده است. «مونیک»، قهرمان داستان، زنی چهل‌وچهارساله، خانه‌دار و دارای دو فرزند دختر است. مونیک تمام زندگی و جوانی‌اش را صرف همسر و فرزندانش کرده است. او زنی است که تا همین چندی پیش احساس خوش‌بختی می‌کرد؛ فقط از این‌که همسر پزشکش بیش‌ازحد کار می‌کند گِله داشت.
اول کتاب بخوانیم یا اول فیلم ببینیم؟

اول کتاب بخوانیم یا اول فیلم ببینیم؟

یازده‌ساله که بودم کتاب «بابالنگ‌دراز» را خواندم و خیلی هم از آن لذت بردم.  یک سال بعد شبکه‌ی دو سیما شروع به پخش انیمیشنی کرد که براساس این کتاب ساخته شده بود. این انیمیشن برای بچه‌های آن زمان بسیار جالب بود، اما برای من که کتاب را خوانده بودم، جذابیتی دو چندان داشت...
نوشتن حرف زدن نیست

نوشتن حرف زدن نیست

این روزها نظیر این جمله را زیاد می‌شنوم: «من همون‌جوری که حرف می‌زنم، می‌نویسم.» و به این کار افتخار هم می‌کنند. خب، خسته نباشی دلاور. یکی هم پیدا نمی‌شود از این دوستان بپرسد اگر نوشتن همان حرف زدن است، پس چرا همه‌ی آدم‌ها نویسنده نمی‌شوند؟ این میان تکلیف «هنر نویسندگی» چه می‌شود؟
نگاهی به کتاب «رمل هندسی آفتاب‌گردان»

نگاهی به کتاب «رمل هندسی آفتاب‌گردان»

در کلاس «شعر» هستم. استاد از «نسرین جافری» سخن می‌گوید. اسمش را تا به حال نشنیده‌ام، اما شعرهایش به دلم می‌نشیند. در گوگل جست‌وجو می‌کنم. جافری شاعری اهل لرستان است. شعرهایش بارها در مطبوعات کشور چاپ شده و کتاب‌های زیادی از او منتشر شده است. من که همیشه اهل شعر بوده‌ام چطور نمی‌شناسمش؟
روزنوشت‌های من
عضویت خبرنامه
عضو خبرنامه ماهانه وب‌سایت شوید و تازه‌ترین نوشته‌ها را در پست الکترونیک خود دریافت کنید.
آدرس پست الکترونیک خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...

ارتباط با من

می توانید با من از طریق ایمیل یا دایرکت اینستاگرام در ارتباط باشید.

mitra.jajarmi@yahoo.com