وبلاگ داستانک نسخه | داستانک بیمار اول در زد و وارد شد. روانپزشک با دقت حرفهایش را شنید و نسخه را به دستش داد: «دو تا شعر برات نوشتم. اولی رو صبح... میترا جاجرمی 09 مرداد 1405
دنبالهدار | یادداشت دیرگاهیست که رؤیا نمیبینم. هرچه هست، کابوس است و کوشش برای بیداری. خوابهایم آشفته است و روحم در تلاطم. آنچه در بیداری... میترا جاجرمی 09 مرداد 1405
وبلاگ چشم دوم | یادداشت برخی ناخواسته نابینا به دنیا میآیند و برخی خودخواسته کوردل. نابیناها با چشم دل میبینند، اما کوردلها با چشم سر... میترا جاجرمی 01 مرداد 1405
وبلاگ داستانک زبان مادری | داستانک میگفت: «زبان مادری یعنی چه؟ این مردان بودند که با کوشش و رنج بسیار زبان... میترا جاجرمی 27 تير 1405
وبلاگ کاریکلماتور بهار با سنجاقک گلدوزی میکند | کاریکلماتور بهار با سنجاقک گلدوزی میکند... میترا جاجرمی 24 تير 1405
وبلاگ داستانک فراری | داستانک سیوچهارساله بود و نمیخواست در جنگ کشته شود. دولت اعلام کرده بود همهی... میترا جاجرمی 21 تير 1405
وبلاگ کاریکلماتور کاریکلماتورهای قلمی آنها که از قلم میافتند، قلمبهمزد میشوند... میترا جاجرمی 14 تير 1405
وبلاگ داستانک ققنوس | داستانک سالها نوشت، اما کسی نوشتههایش را نپسندید. میگفتند نوشتههایش بیرنگوروست؛ انگار همهچیز... میترا جاجرمی 14 تير 1405
وبلاگ کاریکلماتور میکروب زیر میکروسکوپ خوشرقصی میکند | کاریکلماتور میکروب زیر میکروسکوپ خوشرقصی میکند... میترا جاجرمی 11 تير 1405