عقربهها شرحهشرحه مینامند و روزی عنکبوت در ویولن میترکد. کسی لاک ناخنش را سوراخ کلید میکند و اینترنت کلاه شعبدهباز را میخرامد. سکوت جیرجیرکها به قیام مسلحانه میشرمد و چشمهای کلاغ عدالت آسمان را میدرد.
1984 را میخوانم. در تعجبم که چطور تا به حال فرصت خواندنش پیش نیامده بود. با ادامهی مطالعه، درمییابم که شاید بهترین زمان خواندنش اکنون بوده، چراکه...