وبلاگ نوشتن آموزش نویسندگی حلزون مستمعآزاد | هذیان سبکبال خاطرنشان میوزد که جواز خوشبختی بر آینههای شتهزده میبرازد. او کیست که ضامن تمدن تردید را... میترا جاجرمی 05 خرداد 1405
وبلاگ داستانک پس از اعتصاب | داستانک یک هفتهای میشد که اعتصاب غذا کرده بود. آنقدر ضعیف شده بود که حتی نمیتوانست روی پاهایش بایستد. بااینحال، حاضر نبود اعتصابش را بشکند... میترا جاجرمی 03 خرداد 1405
وبلاگ کاریکلماتور نگاه دزدکی دلرباست | کاریکلماتور نگاه دزدکی دلرباست... میترا جاجرمی 31 ارديبهشت 1405
وبلاگ آموزش نویسندگی مشکوک به حبس پنجره | هذیان روبهرویم آینه چهرهی فرش میکامد و سوار دیدگانم را بر چهارسوی آسمان آونگ میسرد. برای جدولی که خاموشیطلب حین رزمایش اسپری میتابد... میترا جاجرمی 30 ارديبهشت 1405
وبلاگ داستانک تورم ادبی | داستانک میگفت نوشتن روی کاغذ کار آماتورهاست؛ نویسندهی واقعی در ذهنش مینویسد. سالها به همین روش نوشت و هر روز سرش بیشتر باد کرد... میترا جاجرمی 29 ارديبهشت 1405
وبلاگ آموزش نویسندگی هیچ برگی آرزوی آینه نمیکوبد | هذیاننویسی عقربهها شرحهشرحه مینامند و روزی عنکبوت در ویولن میترکد. کسی لاک ناخنش را سوراخ کلید میکند و اینترنت کلاه شعبدهباز را میخرامد. سکوت جیرجیرکها به قیام مسلحانه میشرمد و چشمهای کلاغ عدالت آسمان را میدرد. میترا جاجرمی 28 ارديبهشت 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۵ | فریبنده کوچک بود. آنقدر که در مشتش جا میشد. خوب وراندازش کرد. فریبنده بود... میترا جاجرمی 27 ارديبهشت 1405
وبلاگ آموزش نویسندگی قهوه کتاب را سر میبُرد | هذیان برگهای خشک از لبهایم بخار میشوند. بالم لب سرسرهوار گلویم را میتابد. خورشید تنخوار رؤیاها را میخارد و آینه زیرزیرکی تن به آتش میبارد. میترا جاجرمی 25 ارديبهشت 1405
وبلاگ داستانک داستانک شمارهی ۴۴ | راست یا چپ؟ زن دواندوان پیچید توی کوچهی باریک. بنبست بود. گیر افتاده بود. مأمور پشت سرش آمد. لولهی تفنگ را به سمتش گرفت. نزدیکتر که شد، میترا جاجرمی 24 ارديبهشت 1405
وبلاگ کاریکلماتور کاریکلماتورهای جنینی جنین، نام جزیرهای است در دریای آمنیوتیک... میترا جاجرمی 21 ارديبهشت 1405